وصل را هجران مکن
ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان را تازه و سرسبز دارقصد این مستان و این بستان مکنچون خزان بر شاخ و برگ دل مزنخلق را مسکین و سرگردان مکنبر درخ...
ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان را تازه و سرسبز دارقصد این مستان و این بستان مکنچون خزان بر شاخ و برگ دل مزنخلق را مسکین و سرگردان مکنبر درخ...
بازآمدم بازآمدم، از پيش آن يار آمدم در من نگر! در من نگر! بهر تو غمخوار آمدم . شاد آمدم شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم چندين هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم . آن جا روم آن ج...