باز کن پنجرهی قلبت را ...
باز کنپنجرهی "قلبت" رایک قدم مانده "بهار"برسد با چمدانی از "گل"...محسن جمالی پور
باز کنپنجرهی "قلبت" رایک قدم مانده "بهار"برسد با چمدانی از "گل"...محسن جمالی پور
منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادمدل و جان را ز تو دیدم دل و جان را به تو دادمچو شراب تو بنوشم چو شراب تو بجوشمچو قبای تو بپوشم ملکم شاه قبادمز میانم چو گزیدی کمر مهر ...
امروز روز شادی و امسال سال گلنيكوست حال ما كه نكو باد حال گلگل را مدد رسيد زگلزار روی دوستتا چشم ما نبيند ديگر زوال گلمست است چشم نرگس و خندان دهان باغاز كرّ و فرّ و رو...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده