مرا به هیچ بدادی و من هنوز ...[آپدیت شد]
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنمکز وجود تو مویی به عالمی نفروشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنمکز وجود تو مویی به عالمی نفروشم
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را شب همه شب انتظار صبح رویی میرود کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را