آرزوی وصل ِ تو
همیشه سبزی، میان ِ این سینه!آرزوی وصل ِ "تو"با هیچ پائیزی؛زرد نمی شود...محسن جمالی پور
همیشه سبزی، میان ِ این سینه!آرزوی وصل ِ "تو"با هیچ پائیزی؛زرد نمی شود...محسن جمالی پور
ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتواناگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشمشد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوانمرا دردی ا...
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامیکه به کوی می فروشان دو هزار جم به جامیشدهام خراب و بدنام و هنوز امیدوارمکه به همت عزیزان برسم به نیک نامیتو که کیمیافروشی نظری به قل...
اگر چه دور و برم دوست هست، همدم هستگمان مکن که در این روزگار، محرم هست.شبی برابر آیینه با خودم گفتممیان آن همه عاشق به یاد من هم هست...؟.اگر چه هیچ کسی نیست یاد من دیگر...