مرا دردی است دور از تو، که نزد توست درمانش
ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتواناگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشمشد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوانمرا دردی ا...
ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتواناگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشمشد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوانمرا دردی ا...
ای به ازل بوده و نابوده ماوی به ابد زنده و فرسوده ماحلقهزن خانه به دوش توایمچون در تو حلقه به گوش توایمبیطمعیم از همه سازندهایجز تو نداریم نوازندهایاز پی توست ...
روز مادر مبارک بادآغوش تو ای مادر من بستر ناز استلالایی شب هات مرا گلشن ساز استرخسار و وجود تو مرا پیکر مهر استهم قبله و هم کعبه و هم عشق و نیاز است . . .